خسته از کار،
برای فرار از سنگینی فضا،
خواستم احساسم رو که از صبح باهامه یه جوری بنویسم ولی ….
بلبرينگ ها شفت کمپرسور رو خوردن که پرايد قراره ارزون بشه
و هوا ميره تو راكتور تا فرمون 206 که خیلی بهتر از زانتیاست خوب بپیچه و
این مدارک لعنتی خودشون رو غلط میکنن میفرستن اینجا ما جواب بدیم که آلبالو خوبه تو این فصل
یا نه بابا مربٌاش
یا آبش خوشمزه تره که هِی به من چرا فقط گیر میده ؟
برو ایران خودرو اونجا واکنش تولید توی رآکتور به دما و فشارِ هوا چقدر زیاده و بر اساس استاندارد نیست…..
دارم خفه میشم …..
حسم؟ …..
رو لبم بود ….
کو ؟
پنجره ….یه پنجره ی خوب سراغ ندارین که رو به دریا باز بشه ؟
ديروز داشت يه اعترافي ميكرد:
اينكه از وقتي تصميم گرفته براي كنكور فوق ليسانس درس بخونه
و براي هر روزش يه برنامه سفت و سخت پياده كرده
و زمانش اصلاً به هدر نميره،
تازه روحيه قديمها رو پيدا كرده،
روحيه اي كه با گذشت شش سال از دانشگاه ديگه داشت از دست ميداد:
روحيه سر به سر گذاشتن دوستان،
روحيه شيطنت دوران جواني،
تمركزش رو اطرافيان
و …
حتي وقتي كارهاي خونه رو انجام ميده احساس خستگي نمي كنه،
كاري كه هميشه براش مايه عذاب بود و سعي ميكرد تا حد ممكن ازش بزنه.
شبها دير ميخوابه و روزها زود بيدار ميشه،
ولي احساس خستگي نمي كنه.
خلاصه خيلي خوشحال بود.
امروز با اين احساس بيدار شدم كه
از چهارشنبه خوشگله لذت ببرم
پس
با آرامش صبحانه خوردم،
براي ماشين سوار شدن عجله نكردم
و البته قسمتي از راه رو پياده اومدم.
قرار هم گذاشتم روزم فقط و فقط به حرف خودم باشه .
هركاري كه خودم دوست دارم انجام بدم
و تحت تأثير گفته هاي ديگران قرار نگيرم.
الهي قربون اون احساسات لطيف و قلب پاكت برم
كه با وجودي كه يه مردي با جذبه بالا هستي،
باز هم موقع تعريف كردن يك ماجراي احساسي
يا صحبت در مورد يك فرد از دنيا رفته
چشمات پر اشك ميشه.
شنيدم فيلم نرگس رو هم كه ميبيني
به خاطر پوپك گلدره منقلب ميشي .
تا شقايق هست زندگي بايد كرد
هه هه هه…
فكرش رو بكن ، من بخوام تو شركت با اين ديد كار كنم كه جاي مديرم رو بگيرم.
البته يه عده فكر ميكنن اگه همه اينطوري باشن ديگه هيچ شركتي مشكلي نخواهد داشت.
پس همه با اين روش كار كنن.
بذار بشمارم ببينم چند نفريم؟؟
خب واحد ما در حال حاضر 10 نفر كارشناس داره.
تو همه شون هم من كوچيكترينم.
پس اگه آسياب به نوبت هم باشه و بذاريم بعد از اين مدير، هركس يه 4 سالي مديريت كنه.
نفرات بعدي هم كه استخدام ميشن همه از من كوچيكتر باشن.
حداقل40سال ديگه نوبت به من ميرسه.
اگه يه cost&benefit مهندسي بگيرم.
ولش كن بابا، بهتره از همين الان كار رو تعطيل كنم.
نظر خوبيه!
تا پنجاه سالگي خونه بابا و مامان موندن،
بهترين پيشنهاده كه تو اين شرايط ميشه داد.
همه چي كه حاضر و آماده است.
تو حقوق بازنشستگي بابا هم كه يه دو سه هزارتوماني بهت حق اولاد تعلق ميگيره.
هركاري هم دوست داشته باشي ميتوني بكني.
فقط تو رو خدا قول بده، حداقل هر از گاهي ظرفها رو بشوري!
شب تو خواب ببيني كه تلفن خونه زنگ ميزنه
شماره اي هم كه ميفته شماره يه موبايل باشه با پيش شماره 0912113
حالا بقيه اش رو يادت نيست.
تلفن رو جواب بدي، صداي كسي رو از اون ور خط بشنوي كه داره شكايت يكي از فاميل رو ميكنه
و بدوني اين صدا، صداي كسي باشه كه مرده و اين رو هم تو خواب هم مطمئن باشي.
واي ي ي …
حالا خدا پدر اين تعبير خواب نويسها رو بيامرزه:
اگر در خواب، با مردهاي صحبت كنيد، يعني، به زودي خبرخيلي خوبي به گوشتان خواهد رسيد.
مسيري رو كه هميشه با 200 تومان ميرفتي،
يك هفته اي ميشه كه ازت 250 ميگيرن…
حالا تو اين هاگير واگير كه از اين موضوع ناراحتي
بياد و يكي ديگه زرنگي كنه و ازت 300 كم كنه
چيكار مي كني؟؟
هيچي ازش گلاويز ميشي.
وقتي ديدي راننده داره آروم آروم راه ميفته، در ماشين رو باز كردي
راننده وحشت زده ازت پرسيد در رو براي چي باز ميكني؟
- براي جلوگيري از فرار تو كلاهبردار!
مجبور شد بقيه پولت رو پس بده.
نميدونست با چه كساني طرفه!
فكر كرده بود صرفاً دو تا خانم بالاشهري هستيد كه خوشان خوشان داريد ميريد خريد.
نميدونست دو تا خانم هستيد كه از صبح تو محيط كار با ده تا مرد بزرگتر از اون سر و كله زديد.
اين يه ذره راننده كه عددي نيست!