شنبه, اکتبر 21st, 2006


وقتي فهميدي تو بانك صد ميليون برده اون آقا
چشات درخشيد
دلت مي خواست از اون صد تا رو فقط تو يكي اش
رو در وهله اول مي بردي
تا باهاش يه دوربين دبش كه دوست داري بخري
تا بتوني از من و خودت عكسهاي خوشگل بندازي
هي عكس بندازي ولي
باز آخرش يه عكس درست و درمون براي چاپ كردن
نداشته باشيم :)
امان از اين فرهنگ رو بو$سي
آدم دق مي كنه
ميري تو يه مهموني كه حداقل 30 نفر اونجا هستن
بايد با همه دست كه ميدي هيچي
رو ب!وسي هم بكني
اون هم از نوع سه تايي اش!
حالا خدا رو شكر كه در اسلام دست دادن و عمل فوق الذكر
با آقايون نامحرم كه جمع كثيري از افراد هر مهماني رو در برميگيره
حرامه وگرنه با عين اون سي نفر بايد …
البته بماند كه خب شما هم اين كار رو نكرده باشيد
همسر گرامي كه با اون افراد دست داده و … :(
خلاصه حالا ميدونيد مشكل كجا بيشتر پيدا ميشه؟
اينكه مخصوصاً در فصل پاييز نيمي از اين جمع سرماخورده ان
از اون نيم ، نيمي شون ممكنه بهت اشاره كنن كه سرماخوردن
پس ازشون مي گذري…
ولي نيم ديگه انگار روشون نميشه بگن سرما خوردن!!
خب…حالا اين تازه هنگام وروده
موقع بيرون رفتن هم همين آشه و همين كاسه
تازه در اين حين از اون نيمي كه دفعه اول گفته بودن
سرماخوردن باز ممكنه نيمي شون يادشون بره كه تكرار كنن
تو هم كه حواس نداري…
چي ميشه؟؟
هيچي فردا صبح كه از خواب بيدار ميشي احساس مي كني
همه جوره مريضي
آب ريزش بيني داري… گوشت درد مي كنه
گلوت يه لحظه مي سوزه…لحظه بعد خارش داره
سرفه هاي خشك مي كني…چشمات باد كرده
گوشه لبت تبخال زده !
و …
بابا نكنيد اين كار رو….

پ.ن: اين مدلي كه كلمه رو نصفه نيمه بلا سرش آوردم به خاطر ترس از فيلترشدنه!