وسواسي بودن تو هر زمينهاي خيلي بده،
حالا ميخواد اين مسأله در مورد كارِت باشه،
يا در مورد بهداشت و نظافت و …
شده كسي رو ببيني كه يه نامه رو كه
قراره ارسال بشه
بيست هزار دفعه بررسي كنه،
اصلاح كنه و باز فكر كنه كه اشكال داره و
شك داشته باشه به اون نامه،
مخصوصاً اين مسأله رو
مسئول دفترها يا منشيهادر مورد بعضي مديرها ديدن
خلاصه اينا رو گفتم كه بگم
وسواس به خصوص در مورد مردها
خيلي ديگه فاجعه است،
چون آقايون عادت دارن
تو همه چي اغراق كنن و
همه چي رو بزرگ كنن.
مردي كه خيلي وسواسيه،
فكر كنم ديگه جون زنش رو بالا بياره
ديروز با يه همچين آقايي بوديم،
ميخواستيم با ماشين ايشون به جايي بريم،
تا قفل فرمان و قفل پدال ماشين رو
با دقت و با تميزي خاصي باز كنن
و منظم در قسمتي از ماشين قرار بدن و
تا شصتصد بار ماشين رو جلو عقب كنن كه
خداي نكرده موقع جابجايي به شمشادهاي كنار كوچه نماله،
يه بيست دقيقهاي ما داشتيم سوت ميزديم،
خدا به همسرشون كه
بايد تازه نامزديشون رو هم تبريك بگيم،
صبر بده
سپتامبر 4, 2007 at 11:03 ق.ظ
اول اول
سپتامبر 4, 2007 at 11:04 ق.ظ
تيستو جان تازه درد من بيچاره را مي فهميد
20 بار يه و را اضافه كردن و حذف كردن چه حالي داره
سپتامبر 5, 2007 at 10:42 ق.ظ
بله اين نوع وسواس خيلي غذاب آوره
البته وسواس خوب هم داريم كه كمتر بهش دچاريم
وسواس از نوعي ديگر …
سپتامبر 9, 2007 at 2:19 ب.ظ
وايـــــــــــــــــــــــــي عجب ادم باحال و توپي بوده كيف ميده باهاش بري تفريح و مسافرت اينقدر خوشم مياد از مردهاي اينطوري . جون مي ده كلي بزاريشون سركار