مارس 1, 2008
این چندوقته انقدر سرم شلوغ شده که نمیدونم چطوری جمع و جورش کنم،
دغدغه های فکریم هم خب کم نیست!
فکر میکردم شاید بشه یه سری از کارهای دانشگاه رو تو شرکت انجام داد،
مثل مطالعه مقالات یا . . . ولی نمیشه!
اصلاً تو شرکت تمرکز ندارم!
کارام هم کم نیست خب.
برای بعد از عید تو فکرش بودم که قراردادم رو پارت تایم کنم،
که به دلایلی مجبورم این موضوع رو از کله ام بیرون کنم!
آپدیت کردنهام هم که زیر سایه این مسائل قرار گرفته!
یادش به خیر زمانی رو که هر روز آپ میکردم!
کجایی جوونی که یادت بخیر. . .
.
.
پی نوشت: راستی کسی یه دو سه ساعتی در روز وقت اضافه ندارهبه من قرض بده؟!
مارس 1, 2008 at 11:28 ق.ظ
تیستو جون اگه پیدا کردی به من هم بده… البته من ساعتهایی رو که سر کارم وقت زیاد دارم ولی از سر کار که نمی شه خونه رو چید؟؟؟ ولی اینکه آدم سرش شلوغ باشه خیلی خوبه… من که خیلی دوست دارم…
مارس 3, 2008 at 8:35 ق.ظ
روش قرض دادن و پس گرفتن و هم بگو ببينم مي صرفه
بعد تقديم مي كنم خدمتتون
مارس 3, 2008 at 8:39 ق.ظ
عزيزم قبل از عيد هميشه همين طوريه، بعد از عيد تازه وقت اضافه هم مي ياري
مارس 4, 2008 at 8:11 ق.ظ
حالا تا دلت بخواد من وقت اضافه دارم… بدم؟؟
مارس 4, 2008 at 11:54 ق.ظ
درد دلمو گفتی ،اما بین این همه مشغله ذهنم همش ازم می پرسه بالاخره چی ؟ هدفت چیه؟ این همه کار چه فایده داره؟ واقعا کار درستیه این جور زندگی انتخاب کردن؟ ذهن تو هم . . .
مارس 4, 2008 at 10:28 ب.ظ
توي اون شولوغ پولوغيا، من كجام؟ … يكي از اونام يا جزو ِ اونايي ام كه ميخواي بهشون فكر كني و نميشه ؟ … ميخوام يكي از دغدغه هاي هر دقيقه ات باشم ، عين كنه !
مارس 10, 2008 at 12:49 ب.ظ
این هم یه جورش دیگه
پیروز باشی دوست من
مارس 13, 2008 at 6:48 ق.ظ
سلام
وبلاگ جالبي داري
آخ از دانشگاه !!
من به روز هستم
خوشحال مي شم به من سر بزني
مارس 15, 2008 at 5:30 ق.ظ
چه کارا !!!!