مارس 9, 2008
این دانشگاه رفتن خیلی سخت شده،
نمیدونم آخر ساله حسش نیست،
یا کلاً پیر شدم و این معرکه گیری به ما نیومده!
هر بار که میخوام برم هم مجبورم یه کوله پشتی بردارم،
کلی کتاب و دفتر و گاهی لپ تاپ و همچنین آذوقه یک روزم رو بریزم توش.
این تنبلیم باعث شده یه سری فکرهای مهندسی به سرم بزنه،
و هر از گاهی یه تغییراتی اعمال کنم دیگه!!
مثل . . .
اولیش حذف لپ تاپ بود،
دیدم ولش کن حالا یه نیم ساعتی بین کلاسها بیکاریم
اون رو هم بدو بدو سرچ و اینترنت بازی کنیم که چی بشه!
و اما دومیش:
هیچی یه روز وقت گذاشتم کتابهام رو
همه اش رو فصل فصل از هم جدا کردم.
جدا که مال یه دقیقه شه البته،
تیکه تیکه و ورق ورق و پاره پاره کردم،
چقدر هم لذت بخش بود،
کتابهایی که تازه یه عالمه پول داده باشی خریده باشیشون،
برداری این بلا رو سرشون بیاری
و کَکِت هم نگزه!
مثلاً چهارشنبه 5 تا درس داشتم،
که این پنج تا درس حدوداً میشد هزار و پانصد تا دو هزار برگ کتاب،
نمیشد که هی بردشون و آوردشون!
این کار تقسیم بندی که انجام شد،
با خیال راحت فقط هر روز ماکسمیم صد برگ کتاب
با خودمون میبریم و میاریم
و لذت از جوانیمان می بریم!
مارس 9, 2008 at 3:03 ب.ظ
بابا دمت گرم… به تو می گن خانم مهندس… کار درست رو تو کردی… نهایتش آخرش می دی دوباره کتابتو سیمی می کنی … ولی اینجوری دیگه آرتوروز نمی گیری…
مارس 10, 2008 at 10:14 ق.ظ
سلام خودمم…تست میکنیم
مارس 10, 2008 at 3:41 ب.ظ
salam
nemishod ke versione electronicie ketabharo peida koni va faghat ye laptop bebari? fekr mikonam in ham be sarfe tar bood ham behineh
pishapish sale no mobarak
مارس 11, 2008 at 10:13 ق.ظ
فداي سرت… مهم اينه كه براي مشكلت يه راه حل پيدا كردي
مارس 11, 2008 at 3:33 ب.ظ
سلام سلام
چه حوصله اي داري تيستو جونم من كه فقط يه دفتر مي برم با خودم اونم به نظرم زياده پير شديم ديگه
مارس 11, 2008 at 9:40 ب.ظ
ديگه فقط اون ته تهاي چشمهاش ميشه يه چيزايي از ابتداي راه رو ديد … كه خسته نبود … كه داغ بود و سرشار از شادي و اميد … ديگه فقط اون ته تهاي چشمهاش ميشه يه چيزايي رو ديد اگه فرصتي واسه خيره شدن توي چشماش مونده باشه …
مارس 16, 2008 at 6:48 ب.ظ
شاد و پيروز باشي نازنينم
مارس 23, 2008 at 1:41 ب.ظ
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
تا که باشد وضع ایران این چنین
کی ببوسم تربت ایران زمین؟
روز خوش را چشم ایرانی ندید
بلکه روزی رستمی آید پدید ……..
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی ,,
[گل][گل][گل] سال , پرچم …شیر و خورشید خجسته باد . [گل][لبخند]
[گل] پاينده ايران ,, بدرود . [گل]
مارس 24, 2008 at 5:57 ق.ظ
كارت درسته