باورت میشه این تو باشی،
تو باشی که برات چیزهایی که قبلترها خیلی اهمیت داشت
دیگه مهم نباشه؟
مسائلی رو که مدتها منتظرشون بودی
شرایطی پیش بیاد که عملی نشن و تو با خیال راحت،
حداقل در ظاهر بپذیری و نشون ندی درونت چی میگذره؟
آخه جالب اینجاست که گاهی درونت هم با ظاهرت واقعا یکیه!
چطور ممکنه این همه تغییرات ، اون هم تو این مدت کم؟؟
فقط باید امیدوار باشی این تغییرات در جهت راحت بودن ذهنت باشه،
وگرنه اگه بخواهی در لحظه اهمیتی ندی و بعد فکر کنی بهش. . .