چهارشنبه، 14 ژوئن 2006


شب رو با خوابهاي گوناگون سپري كني ، در طول شب چندين بار بيدار شي ، بعد تازه چشمات گرم بشه كه يه دفعه يه صداي خش خش از بالا سرت بشنوي.
تو خواب و بيداري بپري هوا. يهو ببيني يه ابوطياره در شرايط عدم تعادل بالا سرت داره مي چرخه و نفهمي حتي چي هست!!
تنها كاري كه مي توني بكني اينه كه دو سه تايي جيغ بنفش بكشي و در حالي كه دستات رو براي دور كردن اون موجود موذي و ناشناس كه وارد حريمت شده تو هوا مي چرخوني از اتاق بدوي بيرون. در حالي كه اين مسير طولاني دور تخت خواب تا خروجي اتاق خواب را داري طي مي كني ياد فيلمهاي ترسناك مي افتي كه موجودات پرنده ناشناس به انسانها حمله مي كنن و جونشون رو مي گيرن ، تازه مي فهمي وقتي مي گويند يه فيلمي ترسناكه براي چيه. پس سعي مي كني فراموش نكني كه از اين به بعد انقدر با شجاعت نشيني پاي فيلمهاي ترسناك و چهارچشمي نگاهشون كني.
ميري بيرون از اتاق ، يه نفسي مي كشي ،خواب كه از سرت پريد، مي ري ببيني اصلاً اين مزاحم چي مي تونست باشه.تنها حدستون سوسكه كه ميتونه از كانال كولر اومده باشه، ولي وقتي فكر مي كني يادت مياد كه خيلي از سوسك بزرگتر بود. خلاصه يه اسپري سوسك كش برميداريد و كل اتاق خواب رو البته با حفظ فاصله ايمني سمپاشي مي كنيد، دو تا بالش برميداريد و هر كدام يه گوشه اتاق پذيرايي مي خوابيد ، خيالت هم راحته كه در اتاق خواب رو بستي.
صبح كه بيدار مي شوي مي بيني جسد يك سوسك گنده بالا بلند افتاده كنار كفش دوني.
تازه مي فهمي عجب گولي خوردي،دلت خوش بوده كه در اتاق خواب بسته است؟؟؟ هه هه هه…
– سلام چطوري؟
– خوبم .
– چه خبر؟ امتحانات چطوره؟
– …
خب ، آخرش چي ؟ اگه واقعاً تصميم گرفتي كه تحصيلاتت رو ادامه ندي يا رشته ات رو عوض كني، مرد باش و با قدرت از تصميمت دفاع كن.
اين موش و گربه بازي كه خيلي بدتره. تو كه اين همه دوره هاي مختلف شناخت و اعتقاد و باور و غيره رو گذروندي چرا نمي توني يه تصميم جدي در مورد زندگيت بگيري و اون قدر اين تصميم رو با قدرت بگيري كه حرفي توش نباشه.
باور كن اگه بيايي حتي با قدرت بگي ديگه نمي خواهي تحصيل كني يا بگي فقط مي خواهي رو يه حرفه خاص كار كني از نظر خانواده و اطرافيان مورد قبول تره تا اينكه يكي رو كنارشون ببينن كه حتي نتونه از علايقش دفاع كنه يا بگه كه از چه چيزي بدش مياد.
پس واقعاً فكر كن و تصميمت رو در اولين فرصت اعلام كن. منتظر هستيم!