سه‌شنبه، 1 اوت 2006


پشت هر مرد بزرگی
یه زن بزرگه.
اما…
پشت هر زن بزرگی
فقط خودشه.
هرچي باشه تو از خانواده شي.
ممكنه من خودم رو بزنم به اون راه
ممكنه من اون رو نبخشم
خب من ميتونم خودم رو توجيه كنم:
كه خوني كه تو رگهاي من هست با مال اون فرق ميكنه.
ولي تو چي؟
مگه نميگي بچه است؟ خب بچه اشتباه زياد ميكنه.
تو سراغي ازش بگير
نه اينكه فقط از پدر و مادرش بپرسي ، دورادور
به خودش زنگ بزن
با خودش حرف بزن
ازش بپرس،
ازش بخواه بهت توضيح بده
بهش بگو دوستش داري
بهش نشون بده كه به فكرش هستي
نذار تنها بمونه
هميشه همه از قدرنشناسي ديگران رنجيده اند.
هر نوشته اي يا وبلاگي رو كه مي خوني،
يا با هركس كه صحبت مي كني،
همه دارن از اينكه كلي در حق دوستانشون محبت كرده اند،
يا براي دوستاشون وقت گذاشته اند،
يا به فكر اونا بوده اند…
ولي حالا يا هيچوقت اونا ارزششون رو ندونستن
و تشكر خشك و خالي هم نكرده اند مينالند.
ولي يه كم با خودمون فكر كنيم:
آيا ما خودمون اينكارها رو كرده ايم در مقابل محبتهاي هرچند كوچك آنها؟
آيا اصلا به كارهايي كه دوستانمان انجام داده اند فكر كرده ايم؟
آيا به موقع به آنها زنگ زده ايم؟
يا ما هم مثل آنها سال به سال يادي ازشان ميكنيم؟
ولي خداييش قبل از اينكه بديهاي ديگران رو ببينيم و ذكر كنيمT
يه كم به اعمال خودمون فكر كنيم.