یکشنبه، 6 اوت 2006


همه خانواده نگرانند.
كاش آرامش داشت و مي شد باهاش صحبت كرد.
حيف كه خودش هم هيچوقت راه نداده.
بماند كه سيستم استثماري همسرش هم كم باعث اين مسأله نبوده
اصلاً از قصد انقدر رو اين فرد رو از خانواده دورش كرده
كه الان خانواده هيچ راهي براي نزديك شدن به او پيدا نمي كنن.
بايد دنبال راه حلي گشت.
خودم درستش مي كنم. نگرانش نباشيد.
ديروز تو فرودگاه با يك شخص عجيب آشنا شدم،
يك مرد حدوداً 4-73 ساله استراليايي كه با اعتقاد به تناسخ،
به دنبال زندگيهاي قبلي خود در حال سفر به كشورهاي مختلف بود.
يكي از زندگيهايش در حدود 3000 سال قبل از ميلاد در نواحي زاگرس
و در كالبد يك زن بوده است.
و ديروز پس از يافتن مكان زندگي اش در آن نقطه داشت ايران را به مقصد مصر ترك مي كرد.
و براي يافتن يكي ديگر از زندگيهايش مي رفت.
به قول خودش فقط اين مسأله حسي بود،
از هيچ جايي الهام نمي گرفت و هيچ نوع مطالعاتي در گذشته از اين ماجرا نداشته است.
22 كشور در ليستش براي مراجعه بود.
و هدفش اين بود كه با تهيه يك نمايش موزيكال تمام يافته هايش را به ديگران نشان دهد
و البته به دنبال اين بود كه به جهان غرب كه مرگ را پايان زندگي مي بينند
نشان دهد كه چنين نيست و نبايد از مرگ هراسيد.