فوریه 2007


يه تصميمي گرفتم
اين رو ديگه به هيچ كس نميگم
بمونيد تو خماري…
اون موضوعي كه همه بهش فكر مي كنن
و منتظرش هستن هم نيست
الكي در اون مورد كامنت نذارين لطفاً!

Advertisements
ديروز روز مهندس بود
من يكي كه به عنوان يه مهندس انقدر از صبح مشغول بودم
كه وقت نكردم وبلاگم رو آپديت كنم
بقيه هم چقدر تحويل گرفتن!
خداييش اين هم از شانس ماست،
اونهمه درس خفن بخون
اين همه تو كارت سختي بكش
آخرش حتي تو شركت به اين گندگي
كه به خاطر خوب شدن سرماخوردگي فلان كَس تبريك ميگن
براي اين روز تره هم خرد نكنن!
اي خدا!!
بالاخره ساختمون خريداري شد!
ولي خب فعلاً نيمه كاره است
بايد صبر كنيم كه ساخته بشه
و به قول دوستان،
آماده بهره برداري بشه
اميدواريم به عمر ما قد بده!
اين هم كيك براي خانم مهندس نرم افزار

شب ديگه كيك نمي خرم ، باشه؟

اين هم مرجان بعد از ديدن كيك:

ته تغاري خونه،
عزيز دل خواهر،
ناز ناز مهربون بدجنس
اي هم اخلاق پدر جان
اي عكاس لحظه هاي ناب
اي پولِتِ گذشته هاي دور و باربي اكنون
قربون اون چشماي قشنگت برن پسرهاي دانشكده،
كوفتشون بشه كه هرروز مي تونن تو رو ببينن ولي من نه!
همه اينا رو گفتم ،تا بگم چه خوب شد به دنيا اومدي
اين جهان يه تو رو فقط كم داشت
پس
تولدت مبارك
پ.ن. جمعه منتظرم ها!كلي خريد كردم
اين قالب وبلاگ آخرش من رو مي كشه
چرا نمي فهمه ما به زبان فارسي
از راست به چپ مي نويسيم نه از چپ به راست؟
هركاري مي كنم آخرش هم يا علامت سوال آخر جمله رو
مياره اولش…
مطمئناً سه نقطه آخر جمله قبلي هم اومده اولش
من عاشق علامتهاي آخر جمله ها هستم
ولي به خاطر اين قالب ازشون دست شستم
احتمالاً برميگردم به همون قالب ساز سايكو خودمون
باز هم دم هموطن خودمون گرم
خب اولين نتيجه اونوريها به دنيا اومد،
جالب اينجاست كه ميگن مامان دختره
شاكيه كه چرا انقدر زود بچه دار شدي
من تو اين سن و سال مادر بزرگ شدم!!
يكي نيست بگه حتماً سن بچه دار شدن خودت
هم خيلي پايين بوده كه حالا تو سن پايين
مامان بزرگ صدات خواهند كرد!

صفحهٔ بعد »