آوریل 2007


خيلي وقته ننوشتم.
راستش يه جورايي واقعاً دوست داشتم اول
هويت وبلاگم تعيين بشه، بعد!
يه هفته يا بيشتر وقت گذاشتم،
البته از من بيشتر نوزاد شاعر كار كرد
و پيشنهاداتش فوق العاده بود
همينجا ازش تشكر مي‌كنم،
و بايد بگم كه
بالاخره انتخاب كردم،
تيستو سبز انگشتي
فردا درباره اش بيشتر مي نويسم
Advertisements

تلويزيون دوباره شروع كرده به پخش سريال
شرلوك هولمز،
و من بيشتر متوجه مي‌شم كه
چقدر از اين شخصيت خوشم مياد
(البته هنرپيشه توانا و دوبلور فوق العاده اي داره
كه باعث ميشه من هرچه بيشتر با اين شخصيت
احساس نزديكي داشته باشم )
فردي دقيق،ظريف و نكته سنج،
سريع در عكس العمل
حاضر جواب و …
يك كلام،
من هم دوست دارم اينطوري باشم
البته يه جاهاييش واقعاً مي‌بينم
خودم هم يه مريم هولمز بودم
خبر نداشتم!!
متولد ماه مهر،
مريم خاتون،
مريم پاييزي،…
همه شون منم،
هيچكدومشون من نيستم،
دنبال يه اسم ناب ميگردم،
مريم پاييزي خيلي تكراريه
امروز تو يه وبلاگ، كامنتي ديدم
با همين نام،
دو سه ثانيه اي طول كشيد
تا مطمئن بشم كه اين من نيستم!!
پيشنهادي داريد؟
هرگز حسرت زندگي ديگران رو نميخورم
ولي شرايطي كه اين زوج الان دارن
واي اگه من داشتم!!
اينكه هيچ مسئوليتي نداشته باشي،
از نظر مالي هم در مضيقه نباشي
كار و درسي هم نداشته باشي
بدوني دقيقاً تا شش ماه ديگه هم به همين ترتيبه

هر روزش رو از صبح تا شب
انقدر برنامه و كار واسه خودم داشتم
كه بازهم وقت كم بيارم

چقدر كتاب نخونده
چقدر فيلم نديده
چقدر موضوع براي يادگرفتن
چقدر تفريح و خوشگذروني

تو رو خدا بفهم كه الان بهترين زندگي رو داري
تو رو خدا قدرش رو بدون
تو رو خدا نذار با حرفهاي الكي هدر بره

زمان خيلي زود ميگذره
اونوقت يه روز به خودت ميايي
و دلت فقط يه روز مرخصي ميخواد
دلت يه روز با هم بودن رو ميخواد
دلت…
ولي…

تو يه جستجوي اينترنتي به نتايج جالبي دست پيدا كردم.

و اون هم اين بود كه زماني كه من در حال ونگ زدن دوران نوزادي ام بودم

مراسم اسكار برنده هاي زير رو معرفي كرده:

دوره پنجاه و دوم اسكار،

هنرپيشه مرد نقش اصلي:داستين هافمن در فيلم كِرِيمِر در برابر كريمر

هنرپيشه زن ، نقش اصلي: سالي فيلد در فيلم نورما راي

بهترين كارگردان: رابرت بنتون در فيلم كِرِيمِر در برابر كريمر
و چند تا جايزه ديگر باز هم براي كِرِيمِر در برابر كريمر

جالب اينجاست كه فيلمش رو يه بار تلويزيون نشون ميداد

خيلي باهاش حال نكردم.

دوست داشتي گربه ها واقعاً مثل اين بودن؟؟
دركت مي‌كردن،
كمكت مي‌كردن،
سركارت مي‌ذاشتن و ….
كارتون بامزه‌اي بود، ديدنش ضرر نداره
يه ساعت گپ و شوخي و خنده
نتيجه:
حس ششم زنانه ام
پيامهاي هشدار مي‌فرسته

صفحهٔ بعد »