يه روز هم كه از اين شهر دور باشي
احساس مي‌كني حداقل به اندازه يه هفته اميد به زندگيت افزايش يافته،
جمعه رفتيم كاشان،
درسته كه سفر يه روزه بود و خيلي خسته شديم،
و البته ناهماهنگي هاي تور طبق معمول اعصاب آدم رو خرد مي‌كرد
ولي خب،
تيستو به خودش قول داده كه نه تنها خودش رو ناراحت نكنه
بلكه هميشه سعي كنه تا حد امكان به خودش و اطرافيانش خوش بگذره،

به همين دليل،
تيستو از آسمون آبي كاشان لذت برد،

از آثار باستاني و مخصوصاً نقاشي هاي كمال‌المك لذت برد،


البته يه جاهايي هم از دست اين هموطناش كه به گذشته‌شون احترام نميذارن حرص خورد،

از گوجه سبزها و چاقاله‌هاي باغ كند و خورد بدون اينكه از دل‌درد بترسه،

البته گلاب‌گيري رو هم ياد گرفت !

خلاصه تيستو يه روز زندگي كرد.