يه ايميلي چندوقت پيش به دستم رسيده بود،

مبني بر اينكه فرشته اي مياد زمين و ميخواد آرزوهاي آدمها رو برآورده كنه،

تو كشورهاي مختلف ميره

 آدمهايي كه از نظرش خيلي بدبخت ميان رو پيدا ميكنه

و ازشون ميخواد كه چيزي رو كه دوست دارن بهشون بده…

اونا هم اغلب برميگردن ميگن نه ما چيزي نميخواهيم

و مثلاً اونور كسي ديگه هست كه به فلان چيز احتياج داره

 برو آرزوي اون رو برآورده كن،

مي‌چرخه و مي‌چرخه تا مياد به يه دهي تو ايران مي‌رسه،

يه آدم خيلي بدبخت رو پيدا مي‌كنه

 از رنگش معلومه چند روزه غذا نخورده،

بر مي‌گرده بهش ميگه تو هر آرزويي داري بگو برآورده كنم،

طرف يه نگاهي مي‌كنه و ميگه نه من خوشبختم،

فقط اگه مي‌توني برو

يه همسايه‌مون يه بزي داره كه باعث شاديش ميشه

اون رو بكش!! 

حكايت زندگي هر روزه ما تو جامعه دقيقاً همينه،

تو محيطهاي كاري،

 تو محيطهاي درسي و …

كسي نمي‌گه كه من اگه عقبم بايد يه كم سرعتم رو زياد كنم،

يا از تجربه‌هاي نفر جلويي استفاده كنم،

بلكه تا ميتونه پشت سر نفر جلويي حرف مي‌زنه

 تا يه روزي اون رو كله پا كنه!

و البته از اونطرفش هم هست،

كساني كه جلوتر هستن،

 نه تنها به نفرات پشتِ سريشون كمك نميكنن،

بلكه تا مي‌تونن جاده رو تخريب ميكنن،

تا مي‌تونن سنگ از انواع ريز و درشتش ميريزن

تا نفر پشت سري به هيچ عنوان نتونه به اونا برسه!

حالا اگه تو اين نفرات پشت سري يا جلو رويي

يك زن باشه كه

متاسفانه در اكثر مواقع تو جامعه ما

نفر پشت سري خانم است،

اون مرد جلويي (يا گاهي عقبي)،

براي اينكه قدرت بازوش رو هم نشون بده،

تا ميتونه درشت‌ترين سنگهايي رو كه بتونه جابجا كنه

ميريزه تو جاده . . .

مدير و تحصيل كرده و . . . هم نداره

متأسفانه بيشترشون عين هم هستن!

كاش ياد مي‌گرفتيم به جاي سركوب ديگران،

به جاي حسادت نسبت به اونها،

به جاي . . .همراهشون باشيم،

كمكشون كنيم و . . .

Advertisements