فرار،

همیشه اولین و آخرین گزینه است،

میدونه که  دیگه نمیتونه،

تحملش واقعاً براش سخت شده،

حتی تنها امیدش هم دیگه نمیتونه براش کاری کنه،

و اون هم فقط به خاطر امیدش میخواد بمونه،

بمونه و ادامه بده

ولی خسته است،

خسته و ناگزیر از ادامه راه. . .

راهی پر از سنگلاخ،

راهی بدون انتها،

راهی پر از روزمرگی…

کمکش کن!

Advertisements