اوت 2008


آخرین روز کاری . . .

آخرین دیدارها. . .

آخرین کارهای در دست اقدام. . .

آخرین یادداشت سرکار خانم مهندس. . . جهت بررسی و اظهار نظر!

آخرین سفارشها. . .

آخرین همراهی صبحگاهی تا محل کار . . .

آخرین . . .

همه و همه به امید یک اولین دیگر . . .

 

Advertisements

این روزهای انتظار

هم شیرینه

هم ترسناک

هم دلهره آور

هم پر از اضطراب.

و هم . . .

گذشت لحظه ها

شاید بعد از مدتها هدفمند شده،

روزهای انتظار و شبهای بی خوابی

تکرار و مرور گذشته ها

منتها نه برای حسرت خوردن،

بلکه برای افزایش انگیزه در آینده.

همه شاكي هستن كه چرا اينجا داره خاك ميخوره،

خودم هم نميدونم شايد بارها بازش كردم كه آپديتش كنم ولي نشده،

خيلي موضوعات تو ذهنم هست

ولي . . .

راستش رو بخوام بگم خيلياش جنبه دلتنگي داره

اتفاقات زيادي افتاده و داره ميفته كه اين رو افزايش ميده

و من هم به خاطر همين اين وبلاگ رو آپديت نمي كنم

چون هميشه از احساساتم تو اين بلاگ مي نوشتم و دوست ندارم تو اين دوران

از دلتنگيها و ناراحتيها بنويسم

به خاطر همين هم هست كه نوشتن از زبان شخص ثالثي كه

بودنش جزء شادي بخش ترين لحظات زندگيمه برام راحت تره.

نوشتن از شاديها برام لذت بخش تر بوده و هست.

ميدونم بهانه خوبي نيست ولي شايد به قول يكي از دوستان

اين امر خيلي تو زندگيم تاثير گذاشته.

پس من هم پنهانش نميكنم.

قولي هم نميدم كه نتونم انجامش بدم.

فقط اميدوارم بتونم بيام حتي از اون دلتنگيها بنويسم.